صفحه اصلی / سخن سردبیر / خلط بحثی که بین شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها پیش آمده است!
خلط بحثی که شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها اتفاق افتاده است! | رسانه کریدور خدمات فناوری

خلط بحثی که بین شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها پیش آمده است!

اشتباه برداشتی که اقتصاد دانش‌بنیان را تهدید می‌کند

در سال‏‌های اخیر هم‏زمان با رشد علمی کشور، بحث فناوری‌های دانش‌بنیان و حمایت از آن‏ها به بحثی داغ در فضای مدیریت کشور تبدیل شده است. در همین راستا تجاری ‏سازی دانش و اقتصاد دانش‌‏بنیان یکی از مباحث مهمی است که نهادهای حاکمیتی مانند معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری آن را دنبال می‌‏کنند. از طرف دیگر واژه دیگری که در این چند سال وارد ادبیات حوزه کارآفرینی شده، واژه “استارت‌‏آپ” یا همان کسب و کار نوپا است که امروزه بخش عمده‌‏ای از اخبار و فعالیت‏‌های حوزه کسب و کار را به خود اختصاص داده است.

به طور کلی “استارت‌آپ“، کسب و کار نوآورانه نوپایی است که بر پایه خلاقیت نیروی انسانی با حداقل سرمایه و برای برطرف ساختن یکی از نیازهای جامعه یا پاسخ به یک نیاز جدید شکل می‏‌گیرد. در مقابل “شرکت دانش‌‏بنیان” شرکت یا مؤسسه خصوصی یا تعاونی است که به منظور هم‌افزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانش‌محور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و کاربرد اختراع و نوآوری) و تجاری‌سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناوری‌های برتر و با ارزش‌افزوده فراوان به ویژه در تولید نرم‌افزارهای مربوط تشکیل می‌شود.

شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها هر دو مقوله‏‌های مهمی هستند که مزایای قابل توجهی برای کشور داشته و از این رو باید توسط حاکمیت مورد توجه و حمایت قرار بگیرند. چرا که کشور از یک طرف دارای ترکیب جمعیتی جوان و تحصیل کرده‏ بوده و از طرف دیگر با مشکلاتی نظیر بیکاری و کمبود منابع اقتصادی نیز دست به گریبان است. از این رو سرمایه‏‌گذاری روی حوزه‌‏های دانش‌‏بنیان و نیز حوزه استارت‌‏آپ‏‌ها می‌‏تواند از ظرفیت نیروی جوان تحصیل کرده در راستای حل مشکلات اقتصادی بهره بگیرد. البته تاکنون در بحث توجه به این حوزه‌‏ها و نیز حمایت از آن‏ها کارهای نسبتاً خوبی صورت گرفته ولی نیازمند کارهای جدی‏‌تر و بیش‏تری هستیم.

در این بین یک نکته قابل تأمل این است که در یکی دو سال اخیر شاهد نوعی خلط بحث بین شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها و مات شدن مرزهای بین این دو پدیده در کشور هستیم؛ به گونه‌‏ای که در بحث‏‌ها غالباً این دو پدیده یکی در نظر گرفته شدن و عمدتاً برای آن‏ها یک نسخه تجویز می‌‏شود. چه این که یکی از بحث‏‌های جدی حمایتی در حوزه استارت‌‏آپ‏‌ها، دانش‌‏بنیان کردن برخی استارت‏‌آپ‏‌ها (شرکت‏‌های بازی‏‌سازی، فروشگاه‌‏ها و پلتفرم‏‌های اینترنتی) است. البته ناگفته نماند که با توجه به اشتراکات و هم‏‌پوشانی‌های کارکردی این دو مقوله، یکی بودن متولی اصلی هر دوی آن‏ها (معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری) و نیز نیاز فوری کشور به رشد این دو حوزه در راستای حل مشکلات کلان خود (و در نتیجه عدم زمان کافی برای بررسی دقیق تمایزات و ارائه راه‏‌حل‏‌ها و نسخه‌‏های تجویزی مختص هر حوزه)، چنین خلط ‏هایی دور از انتظار نیست.

علاوه بر موارد اشاره شده، برای این مشکل، دو دلیل اصلی را می‏‌توان برشمرد که باعث سوق دادن مسئولین و نیز خود فعالان به سمت این موضوع می‏‌شود که استارت‌آپ‌ها نیز شرکت دانش‌بنیان محسوب شده و از خدمات آن بخش استفاده کنند. دلیل اول ناظر به این مسئله است که علی‏رغم قانون‏‌گذاری مناسب در بحث شرکت‌‏های دانش‏‌بنیان و سازوکار نسبتاً مطلوب و شفاف آن، در بحث استارت‌‏آپ هنوز با سیاست‏‌گذاری منسجم و شفافی برای حمایت از این عرصه روبه‏ رو نیستیم. از این رو متولیان ترجیح می‏‌دهند تا برای حمایت از حوزه استارت‌آپ‏‌ها –از آن‏جایی که مشابهت‏‌های بعضاً زیادی میان این حوزه با حوزه شرکت‌‏های دانش‌‏بنیان وجود دارد- به سازوکار مربوط به حمایت از شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان متوسل بشوند.

دلیل دیگر، به نظر می‌رسد که به بحث تأکید روی بحث آمار تعدادی در جهت تحقق اهداف کلان برمی‏‌گردد. این مسئله که یکی از معضلات مزمن در سیستم اجرایی کشور هست در این‏جا نیز خود را نشان می‌‏دهد. بدین گونه که متولیان امر، رسیدن به اهداف کلان کشور در حوزه رشد علمی و نیز رشد اقتصاد دانش‌‏بنیان را در قالب آمار بیش‏تر دنبال کرده و از این رو آن‏ها را به سمت ارتقای آماری صرف در بحث شرکت‌های دانش‏‌بنیان سوق می‌‏دهد. یکی از اهداف کلان تعریف شده در حوزه علم و فناوری کشور، رسیدن به تعداد ۲۰۰۰۰ شرکت دانش‌‏بنیان در افق ۱۴۰۴ است.

مشکلی که در این‏جا خود را نشان می‏‌دهد این است که از آن‏جا که رسیدن به آمار کمی اولویت بیش‏تری دارد، فلذا خود به خود شرایط به سمتی سوق داده می‏شود که راحت‌‏تر این آمار محقق شود و یکی از این راه‏کارها که متأسفانه بعضاً در سیاست‏گذاری‏‌ها زیاد دیده می‌‏شود، کاهش استانداردها در جهت این که افراد بیش‏تری مشمول بشوند، است. در این‏جاست که متولیان ترغیب می‏‌شوند که استارت‌آپ‏‌ها را نیز در زمره شرکت‌‏های دانش‌‏بنیان به حساب آورند، در حالی که در بسیاری موارد استارت‌آپ‌ها ماهیتاً با شرکت دانش‏ بنیان متفاوت‌اند.

در ادامه به بررسی شباهت‌ها و تفاوت‏‌های شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها و نیز تبعات خلط دو مقوله با یک‏دیگر، پرداخته می‏‌شود:

شباهت‌ها

شباهت‌های شرکت دانش بنیان و استارت آپ | رسانه کریدور خدمات فناری

تفاوت‌ها

تفاوت‌های شرکت دانش بنیان و استارت آپ | رسانه کریدور خدمات فناری

باید این نکته را خاطر نشان ساخت که ممکن است به دلیل اشتراکات میان شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها ، تفاوت بین آن‏ها در مواردی مبهم بنماید؛ کما این که شرکت‌های بسیاری می‌‏توان یافت که هم مشمول تعریف استارت‌‏آپ شده و هم شرکت دانش‏‌بنیان، ولی نباید در نظام‌مند کردن حمایت، تفاوت‏‌ها را نادیده گرفت؛ چرا که می‏‌تواند به یکی از حوزه و یا هر دو حوزه آسیب‏‌هایی وارد کند.

در استارت‌آپ لزوماً حوزه کاری، بر پایه دانش نبوده و چه بسا درصد بالایی از استارت‌‏آپ‏‌ها مبنای دانشی خاصی نداشته و صرفاً خدمتی است در جهت زندگی بهتر افراد و قرار نیست دانش و فناوری خاصی تولید بشود. از طرف دیگر در بحث دانش‌‏بنیان نیز ممکن است شرکت به عنوان یک بازی‏گر مستقل اقتصادی فعالیت نکرده و به عنوان واحدی شبه R&D در ذیل یک نهاد حاکمیتی یا یک شرکت صنعتی بزرگ تعریف شود.

در بحث هدف سیستم و خروجی آن، اگرچه یک استارت‌آپ می‌‏تواند حول تولید یک فناوری شکل گرفته و یا یک شرکت دانش‌‏بنیان رشد بالایی داشته باشد و به سوددهی بالایی برسد، ولی مسأله مهم این است که ساختار و هدف تشکیل متفاوت بوده است. فلذا در راه‌‏اندازی و نیز مسیر حرکتی، تفاوت‌‏هایی وجود دارد که نهادهای بالادستی باید به آن‏ها واقف باشند؛ چرا که در نظر نگرفتن این تفاوت‌ها می‏تواند به روند رشد هر حوزه خدشه وارد کند.

در استارت‌‏آپ‏‌ها شرکت‌‏های سرمایه‏‌گذاری ورود پیدا می‌‏کنند و در قالب شتاب‌دهنده‏ ها از استارت‌‏آپ‌‏ها حمایت می‏کنند. این حمایت در ازای درصدی از سهم استارت‌‏آپ و نیز در راستای کسب سود اقتصادی مستقیم صورت می‏گیرد. این حمایت در مراحل اولیه نیز رقمی بسیار پایینی است و به سرمایه کلانی نیاز نیست (در مقیاس کمتر از ۱۰۰ میلیون و یا حتی کم‏تر ۵۰ میلیون تومان).

در حالی که در حمایت از شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان ما یا با نهادهای عمومی مانند صنایع حاکمیتی، دانشگاه‏ها، و … روبه‌رو هستیم یا با شرکت‏های بزرگی که در راستای فعالیت خود از شرکت‏‌های دانش‌بنیان به عنوان تأمین کننده بخشی از نیاز خود استفاده می‌‏کنند. در واقع شرکت دانش‌‏بنیان مانند یک واحد تحقیق و توسعه (R&D) -که البته به طور مستقل فعال است- کار می‏‌کند. از طرف دیگر در این‏جا لزوماً (و چه بسا در اغلب اوقات) با سرمایه پایین کار پیش نرفته و حتی در بعضی مواقع نیاز به سرمایه‏ های چند صد میلیونی و حتی میلیاردی نیز مشاهده می‌‏شود.

مسئله ناشی از ابهام در مرزبندی بین دو مقوله شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها

با این اوصاف همان‌طور که مشاهده می‏‌شود، علی‏رغم مشابهت‏‌های بیرونی و کارکردی بین شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها ، تفاوت‌هایی وجود دارد که لاجرم به اتخاذ سیاست‏‌های جداگانه برای رونق هر کدام می‌‏انجامد. خلط بحثی که بین شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها در سال‌‏های اخیر به وجود آمده و متأسفانه در ادبیات مسئولین نیز به چشم می‏‌خورد در سال‏‌های آتی می‌‏تواند به رشد علم و فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان کشور صدماتی وارد آورد.

مشکلی که پیش می‏‌آید این است که در حالی که استارت‏‌آپ‌ها حداقل نیاز به اختصاص بودجه و حمایت‌‏های مالی حاکمیتی را داشته (یکی از دلایل تقویت حوزه استارت‌‏آپی توسط دولت‏‌ها کاهش بار هزینه‌‏ای دولت در تولید شغل و ثروت است.)، هم‏‌ردیف هسته‏‌ها و شرکت‌‏های دانش‏‌بنیانی قرار گرفته که در بسیاری مواقع نیاز به سرمایه دولتی و آن هم به مقدار نسبتاً زیاد دارند. این هم‌‏ردیفی باعث می‌‏شود که بخش عمده‌‏ای از توان نهادهای دولتی برای حمایت از اقتصاد دانش‏‌بنیان و رشد علمی و فناوری کشور، در حوزه استارت‏‌آپ‏‌هایی هزینه شده که وظیفه تأمین سرمایه و حمایت از آن‏ها بر عهده سرمایه‏‌گذاران خصوصی است.

این موضوع وقتی حادتر می‏‌شود که جذابیت‌های ذاتی استارت‏‌آپ‌ها و به ویژه کسب و کارهای خدماتی (رشد سریع، شهرت، سوددهی خیلی زیاد) باعث می‏‌شود که حرکت عمومی به سمت استارت‌آپ‏‌ها بوده و در نتیجه استارت‌آپ‏‌ها سهم بیشتری از بودجه حمایتی را به خود اختصاص داده و این باعث آب رفتن سهم شرکت‌‏های دانش‌‏بنیان -که کارهای زیرساختی و بنیادی برای کشور انجام می‌دهند، ولی چون در سطح B2B فعالیت می‌کنند در عموم جامعه شناخته شده و معروف نمی‌گردند– می‌‏شود.

این در حالی است که یکی از ضروریات توسعه پایدار برای یک کشور، توسعه دانش‌بنیان بوده و توجه و سرمایه دولتی قابل توجهی را می‌‏طلبد. از سوی دیگر وضعیت برای استارت‌آپ‏‌ها (با وجود این که مزایای زیادی در تولید استغال و ثروت ایجاد می‏‌کنند) لزوماً این گونه نبوده و از طرفی ساختار تأمین سرمایه‏‌ها مقتضیات و شرایط خاص خود را دارد.

نکته جالب این‏جاست که می ‏توان گفت که در حوزه استارت‌‏آپ‏‌ها، حمایت حاکمیتی (به معنی تأمین سرمایه و شراکت و …) و ورود مستقیم دولت پدیده‌‏ای تقریباً بی‌معنی است، ولی در بحث شرکت‌های دانش‌‏بنیان این ورود در بسیاری از اوقات نه تنها مطلوب بلکه ضروری است.

در نتیجه باید خاطر نشان ساخت که اگرچه استارت‌‏آپ‌‏ها حوزه مهمی در تقویت اقتصاد کشور هستند و می‏‌توانند نقش بزرگی در تولید اشتغال و ثروت برای مردم بازی کنند، ولیکن خلط بحث شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و استارت‌‏آپ‌‏ها ، به گونه‌‏ای که شرکت‏‌های استارت‌‏آپی نیز دانش‏‌بنیان محسوب شده و از سهم حمایتی دانش‌‏بنیان استفاده کنند، باعث تضعیف شرکت‏‌های دانش‏‌بنیان و گم کردن مسیر اصلی حمایت‌‏های این حوزه می‏‌شود.

در حالی که در ادبیات حوزه استارت‏‌آپ نیز این نوع حمایت از استارت‌‏آپ جایگاه خاصی نداشته و نوع حمایت دولتی که استارت‏‌آپ لازم دارد، بیشتر از جنس تنظیم سازوکارها، و قوانین و مقررات است تا حمایت مالی دولتی. در واقع این خلط مبحث هم باعث تضعیف حوزه اقتصاد دانش‌‏بنیان شده و هم این‏که چندان به کار استارت‌آپ‌‏ها و رشد اکوسیستم استارتاپی نمی‏‌آید.

 

نوشته جواد جواهری، پژوهشگر پژوهشکده سیاست ­پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

دیدگاه بگذارید

avatar
500
  Subscribe  
Notify of